عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

116

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

شمس در زى بازرگانان مىزيست . شايان دقت است كه هنوز كلاهى از شمس در موزهء قونيه نگهدارى مىشود كه بابايىهاى منشعب از ملامتيه نوعى از آن را بر سر مىگذاشتند . كلاهى كه بكتاشيان كهن بدان " الف خراسانى " نام داده بودند . گويا شمس گذشته از آنكه لباس مخصوصى نمىپوشيده ، گاهى هم اين تاج را بر سر مىگذاشته است . در قسمت فوقانى اين كلاه " الله اكبر " و در پيشاپيش آن كلمهء توحيد : " لا إله الا الله " و پشت آن " محمد رسول الله " و درون آن " بسم الله الرحمن الرحيم " نوشته شده است « 1 » . قلندريه و بكتاشيه نيز چنين تاجهايى داشته‌اند . چنان كه در موزهء بلديهء استانبول تاجى است كه بالاى آن " مدد يا على " نوشته شده است . در استانبول سر راه محلهء دفتردار به ايوب روبروى جامع زال پاشا ، لحدى بر ديوار قرار دارد كه بنا به نوشتهء روى آن ، متعلق به " اورانوس " است . كلاه حجارىشدهء بالاى لحد كاملا شبيه كلاه شمس يعنى همان " تاج الف خراسانى " است ، فقط قسمت فوقانى آن برآمدگى بيشترى دارد . در برهان قاطع ، ذيل كلمهء " زورقى " آمده است : " زورقى نوعى از كلاه قلندران باشد و آن شبيه است به كشتى " « 2 » . اين توضيح نشان مىدهد كه اين كلاه كه به راستى از پهلو شبيه قايق است ، كلاه قلندران ايرانى بوده و " زورقى " خوانده مىشده است . مينياتورى متعلق به " كايغوسوز ابدال " « 3 » ضميمهء مقاله‌اى تحت عنوان " بكتاشيگرى در مصر " از فؤاد كوپريلى در مجلهء تركيات آمده است . در توضيح زير آن نوشته شده كه : " از مينياتورهاى بكتاشيهء كهن اقتباس شده است " . در اين

--> ( 1 ) به قسمتى از تاج كه روى سر قرار مىگيرد و بيشتر مجزا از بخش فوقانى آن است و به قسمت اول دوخته مىشود ، " لنگر " گويند . آن قسمت كه فرق سر را مىپوشاند ، " قبه " و به قسمتهاى مختلف راس و اطراف تاج ، ترك گويند . ( لنگر بدين معنى كه مؤلف آورده است در فرهنگهاى فارسى و تركى نيامده است ) - مترجم . ( 2 ) برهان قاطع ، تصحيح مرحوم دكتر محمد معين ، ج 2 ، ص 1044 ( 3 ) كايغوسوز ابدال از شاعران متصوف قرن نهم هجرى / پانزدهم ميلادى است .